مردم را چه فرض کرده اند؟
18 بازدید
تاریخ ارائه : 2/6/2013 9:19:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

واتقون یااولی الالباب(ای اهل خرد! تقوا کنید! بقره197)

     عادت چشم های مخاطبان مطبوعات این است که وقتی بر پیشانی روزنامه ای عنوان چاپ دوم را می بینند ، به شکل خودکار خبری که در آن روزنامه بوده ( و معمولا تیتر اول نیز هست) را خبر مهم و تکان دهنده ای تلقی می کنند که باعث اقبال عموم به آن شماره از روزنامه شده است ، به طوری که روزنامه تیراژ عادی اش زودتر از ساعت مرسوم به فروش رفته و همچنان تقاضا داشته است و این مسئولین روزنامه را مجبور کرده که دوباره آن شماره از روزنامه را منتشر کنند.

    همچنین گاهی اوقات بعد از انتشار و توزیع روزنامه به ناگاه خبری می رسد که آن قدر داغ و مهم هست تا مسئولین روزنامه را وادارد برای انتشار آن تا شماره فردا صبر نکنند و با عوض کردن صفحه بندی روزنامه و قرار دادن آن خبر در تیتر اول ، آن شماره را مجددا منتشر می کنند.در اینجا نیز برای این که مخاطب روزنامه که احیانا روزنامه آن روز را زودتر خریده ، با دیدن روزنامه همان روز در صفحه بندی جدید امر بر او مشتبه نشود ، عنوان چاپ دوم را در کنار لوگوی روزنامه قرار می دهند.

     وقتی سایه را می بینی می فهمی آفتابی هست، اما مضحک خواهد بود وقتی با چراغ قوه به زور سایه ای ایجاد کنند تا تو آفتاب را توهم کنی!

     امروز 17 بهمن 91 اطراف ساعت 6 صبح دوستی تماس گرفت که به سایت روزنامه ای رفته و دیده در تصویری که مرسوم است از صفحه اول روزنامه در سایت بگذارند ، کنار لوگوی روزنامه عنوان چاپ دوم را گذاشته اند!

    گفتم: نه! حتما اشتباه از سایت بوده و در نسخه چاپی از آن خبری نیست! مگر می شود ساعت 6 صبح روزنامه ای فروش کند و تمام شود و چاپ دوم آن در بیاید؟ اگر این فرض محال ممکن باشد ، آن وقت به نوعی می توان تصور کرد که بلافاصله عکس صفحه اول چاپ اول روی سایت را هم با عکس صفحه اول چاپ دوم عوض کرده باشند.

    اما این دوست ما همچنان اصرار داشت که توطئه ای در کار است! او کمی درباره گرایش سیاسی آن روزنامه و نیز پیش زمینه های آن خبری که در تیتر اول آن هم به شکل مبسوط با عکس کار کرده بود توضیح داد. او مدعی بود آن روزنامه با حقه بازی از عنوان چاپ دوم برای بزرگنمایی خبر اولی که کار کرده استفاده نموده و به قولی خواسته بازارگرمی کند.یعنی دروغکی نوشته چاپ دوم! این همان چاپ اول است!

    منِ بیگانه با توهم توطئه هم گفتم: آن روزنامه را مدت هاست روی پیشخوان روزنامه فروشی ها می بینم. هرچند هم دل و هم جهت آنها نیستم اما تا آنجا که دیده ام ، شیوه روزنامه نگاری آنها وزین تر از این حرف ها و بازی های مبتذل ژورنالیستی است.

    گوشی را گذاشتم ولی کنجکاوی ، آن قدر بود که نتوانستم صبر کنم تا خود روزنامه را روی پیشخوان دکه های مطبوعات رویت کنم. اذان صبح را که زدند و چراغ همسایه روبرویی برای نماز صبح روشن شد، رفتم در خانه شان.با تعجب نگاهم کرد:حاجی آمده ای نماز صبح را جماعت بخوانیم؟

    خندیدم که :خوانده ام! آمده ام چیز دیگری بخوانیم! یک مسئله ای هست و جوابش به تار تارنمای اینترنت خانگی ات وصل است!

    رفتیم به اتاق مجزایی که در حیاط خانه اش داشت.جایی که گاهی برای شعرخواندن و گعده های عصرانه پیش او می رفتم.همسایه ما شاعر نیست ولی با منِ مرتکب شعر سایه ای دارد!

    با کمک او به سایت آن روزنامه رفتیم و دیدیم که بله! همان بود که در تلفن شنیده بودم.سپس به سایتی که روزنامه ، آن خبر تیتر اول را از آنجا نقل کرده بود مراجعه کردیم و دیدیم تاریخ انتشار خبر 49 دقیقه بامداد بوده است.

    قرائن ، خبر از یک نبوغ می داد.نبوغی هم در سرعت انتشار خبر ، در شجاعت حرفه ای برای تصمیم گیری های دقیقه نودی و سرنوشت ساز در تحریریه آن روزنامه و هم در کاری که اسم چندان جالبی ندارد.گاهی خوبی و بدی درهم است! کاریش نمی شود کرد! بگذریم! مثل گذشتن امروز من از روزنامه فروشی های کنار میدان شهر ، وقتی دیدم کپه های آن روزنامه را که روی هم چیده شده بود.فروشش عادی بود، در حد چاپ اول نه چاپ دوم! صرف نوشتن چاپ دوم که تیتر اول روزنامه را مهم نمی کند و فروشش را بالا نمی برد. خبر باید به ذات خودش مهم باشد.چه باعث شده بعضی ها دچار توهم خود مرجع بینی شوند؟ این توهم که هرچه را داغ کنند حتما مردم هم با آنها داغ می شوند؟ مردم را چه فرض کرده اند؟ مسعود نوروزی (راهی)